زیبایی
ميدوني زشت ترين دختر اين کلاسي ؟
يک دفعه کلاس از خنده ترکيد ...
بعضي ها هم اغراق آميزتر مي خنديدند . اما تازه وارد با نگاهي مملو از مهرباني و عشق در جوابش جمله اي گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ويژه اي درميان همه و از جمله من پيدا کند :
اما بر عکس من ، تو بسيار زيبا و جذاب هستي .
او با همين يک جمله نشان داد که قابل اطمينان ترين فردي است که مي توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جايي رسيد که براي اردوي آخر هفته همه مي خواستند با او هم گروه باشند .
او براي هر کسي نام مناسبي انتخاب کرده بود . به يکي مي گفت چشم عسلي و به يکي ابرو کماني و ... . به يکي از دبيران ، لقب خوش اخلاق ترين معلم دنيا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترين ياور دانش آموزان را داده بود . آري ويژگي برجسته او در تعريف و تمجيد هايش از ديگران بود که واقعاً به حرف هايش ايمان داشت و دقيقاً به جنبه هاي مثبت فرد اشاره مي کرد . مثلاً به من مي گفت بزرگترين نويسنده دنيا و به خواهرم مي گفت بهترين آشپز دنيا ! و حق هم داشت . آشپزي خواهرم حرف نداشت و من از اين تعجب کرده بودم که او توي هفته اول چگونه اين را فهميده بود .
سالها بعد وقتي او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به ديدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهري اش احساس کردم شديداً به او علاقه مندم .
5 سال پيش وقتي براي خواستگاري اش رفتم ، دليل علاقه ام را جذابيت سحر آميزش ميدانستم و او با همان سادگي و وقار هميشگي اش گفت :
براي ديدن جذابيت يک چيز ، بايد قبل از آن جذاب بود !
در حال حاضر من از او يک دختر سه ساله دارم . دخترم بسيار زيبا ست و همه از زيبايي صورتش در حيرتند
روزي مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زيبايي دخترمان در چيست ؟
همسرم جواب داد :
من زيبايي چهره دخترم را مديون خانواده پدري او هستم .
و مادرم روز بعد نيمي از دارايي خانواده را به ما بخشيد . شاد بودن، تنها انتقامي است که ميتوان از زندگي گرفت .
آيا مي دانيد اين داستان از کيست ؟
ارنستو چه گوارا (مبارز بزرگ آمریکای جنوبی)