چند جمله

  • از بین رفتن امیدی پوچ و آرزویی محال ,خود موفقیت و پیشرفت بزرگی است.
  • بهترین زمان برای سكوت زمانی است كه حس می كنید باید جوابی بدهید

  • من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روی عشق و علاقه می رقصند ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز می خوانند ./علي شريعتي

  • رنه دكارت: در بین تمامی مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسیم شده زیرا همه فكر می‌كنند به اندازه كافی عاقلند

  • وجدان صدای خداوندی است. ترجیح می دهم در خیابان با کفش هایم راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد بشینم و به کفش هایم فکر کنم....

  • (( شكسپیر )) همیشه حرفی رو بزن که بتونی بنویسیش چیزی رو بنویس که بتونی پاش امضا کنی چیزی رو امضا کن که بتونی پاش بایست

  • باید گاهی سکوت کرد،شاید خدا حرفی برای گفتن داشته باشد. زرتشت- پیام آور نیکی و روشنی-

  • اگر مردم دنیا یك هزارم استفاده ای كه از معده یشان دارند از مغزشان داشتند دنیا اینگونه نبود. انیشتی

  • موفق كسی است كه با آجرهایی كه بطرفش پرتاب می شود، یك بنای محكم بسازد

  • 12 اعتقاد رهبران بزرگ

    نویسنده: رابرت ساتن
    مترجم: عاطفه کردگاری
    چه چیزی باعث مهارت یک مدیر شده و او را پرآوازه می‌کند؟ من برای پیدا کردن جواب این سوال تحقیقات زیادی انجام داده‌ام که به زودی در قالب کتابی تحت عنوان «مدیر خوب، مدیر بد» منتشر خواهد شد.

    ادامه نوشته

    به راستی ما در کجای این هستی قرار گرفته ایم؟ آیا اگر بر این موضوع اشراف داشتیم این همه دچار کبر و غرور می شدیم؟ به راستی که هیچ هستیم. اما شاید اگر نبود این فدرت مغز و تفکر آدمی که با کشفیات جدید پی به بی ارزش بودن انسان می برد شاید هیچگاه به این مهم دست نمی یافتیم. اما چگونه است که همچنان کبر و غرور ما را احاطه کرده؟
    بی شک همه ما تجربیات بسیاری را در این زمینه ها داشته ایم.هر کس به فراخور حالش. گاه با خرید یک لباس آنچنان به خود می بالیم که فراموش می کنیم گفته آن فرزانه را که" نه همین لباس زیباست نشان آدمیت". که البته امروزه مظاهر گوناگون نخوت را در جامعه شاهد هستیم. خودروهای آن چنانی، منازل آنچنانی، نزدیکی به مراکز قدرت،مدارج علمی ، موقعیت اجتماعی و...
    اما همه و همه این ها با دیدن تصویر زیر به راستی که ...
     
     
    شما چگونه می اندیشید؟

    free image hosting
    magazine subscriptions

    وصیت الکساندر

    پادشاه بزرگ یونان، الکساندر، پس از تسخیر کردن حکومت های پادشاهی بسیار، در حال بازگشت به وطن خود بود. در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری گردید. با نزدیک شدن مرگ، الکساندر دریافت که چقدر پیروزی هایش، سپاه بزرگش، شمشیر تیزش و همه ی ثروتش بی فایده بوده است. او فرمانده هان ارتش را فرا خواند و گفت: ((من این دنیا را بزودی ترک خواهم کرد. اما سه خواسته دارم. لطفاً، خواسته هایم را حتماً انجام دهید)). فرمانده هان ارتش درحالی که اشک از گونه هایشان سرازیر شده بود موافقت کردند که از آخرین خواسته های پادشاهشان اطاعت کنند. الکساندر گفت: ((اولین خواسته ام این است که پزشکان من باید تابوتم را به تنهایی حمل کنند.))((ثانیاً، وقتی تابوتم دارد به قبر حمل می گردد، مسیر منتهی به قبرستان باید با طلا، نقره و سنگ های قیمتی که در خزانه داری جمع آوری کرده ام پوشانده شود. سومین و آخرین خواسته این است که هر دو دستم باید بیرون از تابوت آویزان باشد.)) مردمی که آنجا گرد آمده بودند از خواسته های عجیب پادشاه تعجب کردند. اما هیچ کس جرأت اعتراض نداشت. فرمانده ی مورد علاقه الکساندر دستش را بوسید و روی قلب خود گذاشت. ((پادشاها، به شما اطمینان می دهیم که همه ی خواسته هایتان اجرا خواهد شد. اما بگویید چرا چنین خواسته های عجیبی دارید؟ در پاسخ به این پرسش، الکساندر نفس عمیقی کشید و گفت:
    ((من می خواهم دنیا را آکاه سازم از سه درسی که تازه یاد گرفته ام. می خواهم پزشکان تابوتم را حمل کنند چرا که مردم بفهمند که هیچ دکتری نمی تواند هیچ کس را واقعاً شفا دهد. آن ها ضعیف هستند و نمی توانند انسانی را از چنگال های مرگ نجات دهند.
    بنابراین، نگذارید مردم فکر کنند زندگی ابدی دارند. دومین خواسته ی درمورد ریختن طلا، نقره و جواهرات دیگر در مسیر راه به قبرستان، این پیام را به مردم می رساند که حتی یک خرده طلا هم نمی توانم با خود ببرم. بگذارید مردم بفهمند که دنبال ثروت رفتن اتلاف وقت محض است. و درباره ی سومین خواسته ام یعنی دستهایم بیرون از تابوت باشد، می خواهم مردم بدانند که من با دستان خالی به این دنیا آمده ام و با دستان خالی این دنیا را ترک می کنم.))

    ۱۰ درس شگفت انگیز از زندگی انیشتین

    ۱ . کنجکاوی را دنبال کنید
     
    http://www.taknaz.ir/ax1/ax/127.jpg


    “من هیچ استعداد خاصی ندارم .فقط عاشق کنجکاوی هستم “

    چگونه کنجکاوی خودتان را تحریک می کنید ؟ من کنجکاو هستم. مثلا پیدا کردن علت اینکه چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می خورد .به همین دلیل است که من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت کرده ام . شما بیشتر در چه مورد کنجکاو هستید ؟

    پیگیری کنجکاوی شما رازی است برای رسیدن به موفقیت.

    ادامه نوشته

    می گذرد

    تمام چيزي که بايد از زندگي آموخت ، تنها يکي کلمه است ((ميگذرد))
     زندگي ساختني است ، نه گذراندني ، بمان براي ساختن ، نساز براي ماندن
     آرزومند آن نباش که چيزي غير از آنچه هستي باشي بکوش در کمال آنچه هستي ، بهترين باشي
     دل به دريا بستن هنر نيست ، حرمت قطره را نگه داشتن هنر بزرگي است

    حاضر جواب!!

    می گویند:  "مریلین مونرو " یک وقتی نامه ای به " البرت اینشتین " نوشت که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم  بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ  تو...  چه محشری می شوند! آقای "اینشتین"در جواب نوشت: ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم. واقعا هم که چه غوغایی می شود!  ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود !
    ادامه نوشته

    دوست داشتن از عشق هم برتر است

    دوست داشتن از عشق برتر است .
    ادامه نوشته

    هیچ پیشرفتی بی دلیل نیست

    چندی پیش  یکی از دوستان خاطره جالبی از سفرش به ژاپن نقل مي کرد. این خاطره جالب شاید یکی از دلایلی باشد که نشان می دهد چرا ژاپن درحال پشت سرگذاشتن همه قدرت‌های صنعتی در دنیا است.                                                      
    وی چنين تعريف مي كردكه :                                                                                   
    ژاپن که بودم  يك روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم خیابان به طور غير عادي  شلوغ و مملو از پلیس است ؛   کمي پرس و جو کردم متوجه شدم یکی خودکشی کرده.
    البته این قدر تو ژاپن خودکشی زیاد بود که دیگر خیلی جای تعجب نداشت. پرسیدم: چرا آن فرد خودکشی کرده؟ فهمیدم كه فرد مهندس پیمانکار یك ساختمان بوده. قرار بود روز جمعه ساختمان رو طبق قرارداد تحویل كارفرما  دهد. روز جمعه ساختمان کارش به اتمام  نرسيده  بود. مهندس پیمانکار از صاحب ساختمان دو روز شنبه و یکشنبه مهلت می خواهد که ساختمان رو ساعت هشت روز دوشنبه اول روز کاری  تحویل دهد. طي این ۴۸ ساعت مهندس و تیمش هر کاری می‌کنند نمی‌توانند کارهای نیمه تمام ساختمان را به اتمام برسانند و ساختمان را آماده تحویل کنند.
    روز دوشنبه که صاحب ساختمان برای تحویل ساختمان می آید با پيكر حلق آویز شده مهندس پیمانکار مواجه می‌شود.   نکته جالب اين بود كه این ساختمان فقط نصب پریز برق و نظافتش باقي مانده بود. به دوستان ژاپنی به تعجب می‌گفتم این چه آدمی بود! ، خوب چرا برای يك چنين موضوع کوچکی خودکشی کرده. این كه دیگر خودکشی ندارد .
    آنها با دهان باز نگاه می‌کردند می‌گفتند خودکشی ندارد؟!!!!!! این آینده شغلی‌اش به پایان رسیده بود. دو بار زیر قولش زده دیگر کسی به وي کار و پروژه اي نمی داد .

    منبع: گروه فناوری اطلاعات دانشگاه شیراز

    اصول دوست یابی و نفوذ بر دیگران


    اصول دوستیابی و نفوذ بر دیگران و رهبری مؤثر به قرار زیر است:
    ادامه نوشته