مشاور زناشویی

يك زن و مرد يهودي به دفتر مشاوره زناشوئي مراجعه ميكنند

مشاور ميگه چه كمكي از دست من بر مياد؟

مرد ميگه ما س . ك . س ميكنيم شما ايرادات ما رو بهمون بگيد

مشاور با تعجب زياد قبول ميكنه

بعد از اتمام كار ميگن چطور بود ؟ مشاور ميگه هيچ ايرادي نداشت

زن و مرد پنجاه دلار ويزيت مشاور رو پرداخت ميكنن و ميرن

هفته بعد باز هم همون دو نفر مراجعه ميكنن و همون درخواست رو دارن

مشاور باز هم با تعجب قبول ميكنه

سه ماه اين روش ادامه پيدا ميكنه مشاور بعد از سه ماه به مرد ميگه حالا من 

يه سوال از شما دارم .

شما از اين كار چه نفعي مي بريد كه سه ماه هر ماه چهار بار هر بار پنجاه دلار ميپردازيد كه من نحوه س . ك . س شما رو تاييد كنم؟

مرد ميگه 

ما دنبال چيزي نيستيم

اين خانم شوهر و بچه داره پس خونه اونا نميتونيم بريم

من هم زن و بچه دارم پس خونه ما هم نميتونيم بريم

مسافر خونه 98 دلاره هتل هم 138 دلاره

ولي ويزيت شما 50 دلاره كه 43 دلار اون رو بيمه پرداخت ميكنه

  قيافه مشاور بعد از اين اقرار ديدني بوده نه؟

تفاوت مرد ایرانی و فرنگی

برای عموم دوستانی که معتقدند مرد مرد است و ( مرده و زنده اش ، ایرانی و فرنگی اش )  یکی است .

این چند تفاوت بنیادین مرد ایرانی و سایر ملیت ها را اشاره می کنیم ،باشد که در تاریخ ثبت شود و مایه عبرت همگان گردد:

  مردهای ایرانی :

-1  مرد ایرانی با شدت و حرارت جلو می آید.

 دست و دل باز است و در ابتدای رابطه غیرتش نمی گذارد شما دست تو جیب کنید .

روزی هشت بار زنگ می زند و ده تا اس ام اس می فرستد و دائم به بهانه های مختلف سر راه شما قرار میگیرد و کلی حرف های قشنگ در گوشتان می گوید

و همان بار اول به شما می گوید چقدر خوشگلی و از بار دوم به آسانی عزیز م و عسلم و عشقم صدایتان می کند  و هر مکالمه با جمله ی دوستت دارم  به انتها میرسد

  -2  مرد ایرانی برای بردن شما به رختخواب عجله ی بسیار دارد و بهترینش را هم همان اولین بار نشان می دهد

 ولی از این نقطه رابطه شما به سرعت وارد فاز نزولی یا معکوس ( خانمها دست اقایون رقص ، حالا بر عکس) می شود

  -3  بعد از خوابیدن با وی ، او فاتح شده و شما ...... شده اید

در اینجا آن لاله رخ به سرعت به یاد می آورد که شما اونقدر ها هم خوشگل نیستید و دوست دختر سابقش شکل آنجلینا جولی بوده و ننه اش براش فلانی را پسند کرده است .

در ضمن حقوق زن و مرد بعضی جاها برابر است پس چرا شما پول رستوران و خرج سفر آقا را نمی دهید؟

تعداد زنگ زدن ها به حدود صفر کاهش می یابد و شاید پیام های شما بی جواب بماند و البته این ها به دلیل این است که ایشان بی کار نیست که مدام وقتش را برای این بچه بازی ها بگذارد.

درك كنید كه او هزار فكر و مشغله زندگی دارد .

-4 مرد ایرانی در 18 سالگی دنبال زن های 40 ساله است و از 40 سالگی به بعد دنبال دختر 18 ساله می گردد

  -5  در ادبیات مردانه وقتی زنی می گوید نه یعنی آره ( مخصوصا اگر این نه دررختخواب گفته شود( و الی آخر .

    مرد های فرنگی :

    سرد و بی تقاوت جلو می آید.

و در ابتدای رابطه اصلا غیرتی روی شما ندارد.

پول غذایتان را هم بدهید خوشحال هم می شود ،حرف های قشنگ نمی زند و یک بار زنگ بزند دیگر نمی زند تا شما هم یک بار پاسخ بدهید

احتمالا بار اول هم نمی گوید چقدر خوشگلی و اگر دیگر خیلی تحت تاثیر قرار بگیرد بعد از ماهها ممکن است بگویدI care For U

  -2 برای بردن شما به رختخواب اونقدر ها عجله ی ندارد و اولین بار شاید فقط نوازشتان کند ، هول و دستپاچه نیست ولی س ک س برایش مهم است و از این نقطه رابطه شما به سرعت وارد فاز جدی تر می شود.

  -3  بعد از خوابیدن با وی ، دوست دخترش هستید و برای اوهم خوشگلید و هم بودن نبودنتان فرق دارد و اگر قبلا روزی یک بار زنگ می زده حالا روزی دو بار زنگ می زند و اگر شما درآمدی ندارید یا کمتر دارید ، اگر بتواند شما را از نظر مالی حمایت می کند و ککش هم نمی گزد .

  -4 در 18 سالگی با دختر های 18 ساله دوست است و از 40 سالگی به بعد با زن های 40 ساله می گردد و اگر شما چروک دارید او هم دارد و اگر شما شکم 6 پک ندارید یادش نمی رود که او هم جورج کلونی نیست .

 -5 نه یعنی نه و آره یعنی آره . و اگر کنار هم خوابیده باشید و شما بگویید نه ، به شما دست نخواهد زد .

 

دعام خانم ها

دعای خانم ها: خدایا به من عشق بده تا همسرم را دوست بدارم، صبر بده تا تحملش كنم، اما قدرت نده كه میزنم لهش میكنما!

یکم شاد باشیم

مامانه به بچه هه میگه میدونم شیطون گولت زد موهای خواهرتو کشیدی. بچه هه میگه آره ولی لگدی که زدم تو شیکمش ابتکار خودم بود!

یارو تو جاده داشته رانندگی میکرده، یهو میبینه یه کامیون داره از روبروش میاد، میزنه رو ترمز میبینه ترمزش نمیگیره، رفیقشو صدا میکنه میگه: اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین!

به یارو میگن سفره حج چطور بود؟ میگه عالی، خیابوناش تمیز، برجاش بلند، ماشینا همه آخرین مدل، یه جای دیدنی هم داشت كه خیلی شلوغ بود من دیگه نرفتم!

یارو با گوسفنداش دعواش میشه، واسه چرا میبردشون چمن مصنوعی!

یارو میره از این ماشینا میخره که فرمونش سمت راسته. بهش میگن حالا ازش راضی هستی؟ میگه: راضی که هستم، فقط هر وقت تف میکنم میخوره تو صورت زنم!

به آدامس میگن آرزوت چیه؟ میگه زیر دندون اصفهانی جماعت نیفتم!

یارو داشته یكی رو بدجور میزده و هی داد میزده كمك كمك! بهش میگن بابا تو كه داری اینو می زنی، تو چرا كمك می‌خوای؟ میگه آخه این گفته اگه بلند شم لهت میكنم!

به یارو میگن: از مسافرت چی آوردی؟ ترکه میگه: تشریف!

یارو با نامزدش میره کافی شاپ، گارسون میاد میگه چی میل دارید براتون بیارم؟ دختره میگه: ۲ تا کافه گلاسه لطفاً. یارو هول میشه میگه: ۲ تا هم واسه من بیارین!

یارو میره عیادت یکی از دوستاش، وقتی میخواد بره به اقوام دوستش که اونجا بودن میگه: این دفعه مثل دفعه قبل نکنید، که مریضتون مُرد و منو خبر نکردیدها!

یارو رادیولوژیست بوده، به مریض میگه: تو عکستون یک شکستگی بزرگ در دنده راستتون دیدم، اما اصلاً نگران نباشید خودم با فتوشاب درستش کردم!

از طرف وزارت بهداشت میان سرکشی گاوداری، به یارو میگن: شما به گاواتون چی میدین؟ میگه: کاه! خلاصه جریمش میکنن. چند وقت بعد دوباره میان همون سوال رو میکنن، یارو میگه: بهشون چلوکباب میدیم! دوباره جریمش میکنن. چند وقت بعد میان دوباره همون سوال رو میکنن، یارو میگه: والا ما به گاوامون پول تو جیبی میدیم، هرچی دلشون میخواد بخرن بخورن!

یارو به رفیقش میگه: من یه تمساح پیدا كردم چیكارش كنم؟ میگه: ببرش باغ وحش. فردا رفقیش میبینتش، میگه بردیش؟ یارو میگه: آره، تازه امشب هم میخوام ببرمش سینما!به یارو میگن یه جمله بساز که توش آب باشه. میگه: لوله!

یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه. اصفهانیه التماس کنان میگه: آقا تو رو خدا یقمو ول کن گوشمو بگیر، آخه یقم پاره میشه!

یه روز یه یارو داشته دنده عقب با ماشین از كوه میرفته، بالا بهش میگن چرا دنده عقب میری؟ میگه آخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم. بعداً وقتی میخواسته پایین بیاد باز میبینن داره دنده عقب میاد. میگن الان چرا دنده عقب میای؟ میگه آخه بالای كوه جا بود تونستم دور بزنم!

یارو میره از ملای محل میپرسه: ببخشید حاج آقا، با کفش میشه نماز خوند؟ حاج آقا میگه: نه برادر، نمیشه. یارو میگه: ولی من خوندم شد!

یه دکتر اصفهانی زنش میمیره، روی سنگ قبرش مینویسه: آرمگاه زری همسر دکتر رحیمی مختصص زنان و زایمان، مطب خیابان جلفا کوچه سوم پلاک 20 ساعات پذیرایی: 16 الی 21 شب!

یارو میره مانور از هواپیما می پره چترش باز نمی شه. میگه خدا رحم کرد مانور بود! یارو اسم نویسی میكنه واسه موبایل، میگه: خدا كنه نوكیا در بیاد!

لنگه کفش

پیرمردی سوار بر قطار به مسافرت می رفت ، به علت بی توجهی یک لنگه کفش ورزشی وی از پنجره قطار بیرون افتاد
مسافران دیگر برای پیرمرد تاسف می خوردند، ولی پیرمرد بی درنگ ... لنگه ی دیگر کفشش را هم بیرون انداخت
همه تعجب کردند، پیرمرد گفت که یک لنگه کفش نو برایم بی مصرف می شود ولی اگر کسی یک جفت کفش نو بیابد، چه قدر خوشحال خواهد شد.

نـــشــانـــه هـــای زنــاشــویـی؟! ...

زن و مرد از راهی می رفتند، ماموران آنها را دیدند وآنها را خواستند!
پرسیدند شما چه نسبتی با هم دارید؟
زن و مرد جواب دادند زن و شوهریم
ماموران مدرك خواستند،
زن و مرد گفتند نداریم !
ماموران گفتند چگونه باور كنیم كه شما زن و شوهرید ؟!
زن و مرد گفتند برای ثابت كردن این امرنشانه های فراوانی داریم ... !

اول اینكه آن افرادی كه شما می گویید دست در دست هم می روند،
ما دستهایمان از هم جداست!

دوم، آنها هنگام راه رفتن و صحبت كردن به هم نگاه می كنند،
ما رویمان به طرف دیگریست!

سوم آنكه آنها هنگام صحبت كردن و راه رفتن،با هم با احساس حرف می زنند،
ما احساسی به هم نداریم!

چهارم آنكه آنها با هم بگو بخند می كنند،
می بینید که، ما غمگینیم!

پنجم، آنها چسبیده به هم راه می روند،
اما یكی ازما جلوترازدیگری می رود!

ششم آنكه آنها هنگام با هم بودن كیكی، بستنی ای، چیزی می خورند،
ما هیچ نمی خوریم!

هفتم، آنها هنگام با هم بودن بهترین لباسهایشان را می پوشند،
ما لباسهای کهنه تنمان است.. !

هشتم، ...

ماموران گفتند
خیلی خوب،
بروید،
بروید،..
فقط بروید ... !!!

اقتصاد گاوی

اقتصاد گاوی : دو تا گاو ماده دارین ...
یكیش رو میفروشین و یه گاو نر میخرین ... به تعداد گاوهای گله ی شما
افزوده میشه و اقتصاد رشد میكنه ... پول براتون همینطور سرازیر میشه و
میتونین به بازنشستگی و استراحت بپردازین ...

اقتصاد هندی :
دو تا گاو ماده دارین ...
اونها رو میپرستین و عبادت میكنین !

اقتصاد پاكستانی :
هیچ گاوی ندارین ...
ادعا میكنین كه گاوهای هندی مال شما هستن ... از آمریكا طلب كمك مالی
میكنین ... از چین طلب كمك نظامی میكنین ... از انگلیس هواپیماهای جنگی
... از ایتالیا توپ و تانك ... از آلمان تكنولوژی ... از فرانسه
زیردریایی ... از سوییس وام بانكی ... از روسیه دارو ... و از ژاپن
تجهیزات ... با تمام این امكانات گاوها رو میخرین و بعد ادعا میكنین كه
توسط جهان مورد استثمار قرار گرفتین !

اقتصاد آمریكایی :
دو تا گاو ماده دارین
... یكیش رو میفروشین و دومی رو تحت فشار مجبور میكنین كه به اندازهی ۴
تا گاو شیر تولید كنه ... وقتی گاوتون افتاد و مرد اظهار تعجب و شگفتی
میكنین ... تقصیر رو گردن یه كشور گاودار میاندازین و بعد طبیعتا اون
كشور یه خطر بزرگ برای بشریت به حساب میاد ... یه جنگ برای نجات جهان به
راه میاندازین و گاوها رو به چنگ میارین !

اقتصاد فرانسوی :
دو تا گاو ماده دارین
... دست به اعتصاب میزنین! چون میخواین سه تا گاو داشته باشین !

اقتصاد آلمانی :
دو تا گاو ماده دارین
... اونها رو تحت مهندسی ژنتیك قرار میدین ... بعد گاوهاتون ۱۰۰ سال عمر
میكنن و ماهی یه وعده غذا میخورن و خودشون شیرشون رو میدوشن !

اقتصاد انگلیسی :
دو تا گاو ماده دارین
... كه هر دو تاشون جنون گاوی دارن !

اقتصاد ایتالیایی :
دو تا گاو ماده
دارین ... نمیدونین كه اونها كجا هستن ... پس بیخیال میشین و میرین سراغ
ناهار و شراب و استراحتتون

اقتصاد سوییسی :
۵۰۰۰ تا گاو ماده
دارین ... هیچكدومشون مال خودتون نیستن ... از كشورهای دیگه پول میگیرین
كه دارین گاوهاشون رو نگه میدارین !

اقتصاد ژاپنی :
دو تا گاو ماده دارین
... اونها رو از نو طراحی ژنتیكی میكنین ... هیكل گاوهاتون یكدهم اندازهی
طبیعی میشه و ۲۰ برابر معمول هم شیر تولید میكنن ... بعد شونصد تا كارتون
و عكس برگردون و آدامس با شخصیت گاوهاتون با چشمهای درشت میسازین و اسمش
رو میذارین Cowkemon و توی تمام جهان پخش میكنین و میفروشین !

اقتصاد روسی :
دو تا گاو ماده دارین ...
اونها رو میشمرین و متوجه میشین كه ۵ تا گاو دارین ... اونها رو دوباره
میشمرین و میفهمین كه ۴۲ تا گاو دارین ... اونها رو دوباره میشمرین و
متوجه میشین كه ۱۷ تا گاو دارین ... یه بطری مشروب دیگه باز میكنین و به
خوردن و شمردن ادامه میدین !

اقتصاد چینی :
دو تا گاو ماده دارین
.... ۳۰۰ نفر آدم دارین كه گاوها رو میدوشن ... بعد ادعا میكنین كه سیستم
استخدامی و شغلی كاملی دارین و تولیدات گاویتون در سطح بالایی قرار داره
و هر كس رو هم كه آمار واقعی رو بیان كنه بازداشت میكنین!

اقتصاد ایرانی :
دو تا گاو ماده دارین
كه هر دو تاشون از باباتون به ارث رسیده ... یكیش رو دولت بابت عوارض و
مالیات و سهم بنیادهای مختلف و ... ضبط میكنه ... دومی رو هم قربونی میكنین
و نذر قبولی توی دانشگاه و ازدواج موفق و شغل خوب و بدن سالم و
عقل درست و حسابی و ... و غیره می كنین ! و اقتصاد كماكان فلج می مونه

یک داستان عجیب اماواقعی

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.
این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت
۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱
در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.
در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...
دو دقیقه به ساعت
۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون ‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد ..!!


طلب عشق مردان

دکتر علی شریعتی می نویسد مردان در صید عشق به وسعت نامنتهایی نامردند و تا وقتی مطمئن به تسخیر قلب زن نشدند گدایی عشق می کنند اما همین كه مطمئن شدند ، مردانگی را در كمال نامردی به جا می آورند
واقعاً راست میگه... فکر میکنم تقریبا همه دخترا اینو تجربه کردن. روحش شاد

ثروتمند کیست؟

اگر می خواهی احساس ثروتمند بودن و توانگری کنی، چیزهایی را به خاطر بیاور که پول قادر به خریدن آنها نیست: با پول می توانی همسری زیبا داشته باشی اما عشقی زیبا هرگز، می توانی خانه ای مجلل داشته باشی اما آرامش هرگز، می توانی کتابخانه ای مجهز داشته باشی اما علم هرگز، می توانی تخت خوابی رویایی داشته باشی اما خواب راحت هرگز..

نرنجم که با دیگری خو کنی ، تو با من چه کردی که با او کنی?

نرنجم که با دیگری خو کنی ، تو با من چه کردی که با او کنی?

یکی بود یکی نبود

یكی بود یكی نبود، اونی كه بود تو بودی و اونی كه نبود من بودم !

یكی داشت و یكی نداشت، اونی كه داشت تو بودی و اونی كه تو رو نداشت من بودم!

یكی خواست و یكی نخواست، اونی كه خواست تو بودی اونی كه بی تو بودن رو نخواست من بودم!

یكی آورد و یكی نیاورد، اونی كه آورد تو بودی اونی كه جز تو به هیچ كس ایمان نیاورد من بودم !

یكی برد و یكی باخت، اونی كه برد تو بودی اونی كه دل به تو باخت من بودم!

یكی گفت و یكی نگفت، اونی كه گفت تو بودی اونی كه " دوست دارم " رو به هیچ كس جز تو نگفت من بودم!

یكی ماند و یكی نماند، اونی كه ماند تو بودی اونی كه بدون تو نماند من بودم 

اخبار 40 سال بعد ایران

 

سلام و صلوات بر محمد وال محمد... (و بعد از قرائت سوره بقره) اخبار امشب را به سمع و نظرتان میرسانیم.

* قیمت هر سکه طلا امروز دربازار با 60 میلیون تومان کاهش به یک میلیارد و چهل میلیون تومان رسید.

* ایران خودرو: هفتادو نهمین مدل پژو با نام پژو ایکس دی اماده عرضه به بازار است که نسبت به مدل قبلی تحول زیادی داشته. طول انتن آن 10 سانتی متر افزایش داشته چراغ ترمز ان هم پررنگتر شده و فقط 45 میلیون تومان گران تر است

* با مسدود شدن سایت قرآن دات کام تعداد سایتهایی که هنوز ف ی * ل * ت ر نشده اند به سه عدد رسید.

* برای اولین بار ایران به دور دوم مسابقات جام جهانی راه یافت .علی دایی: هلوز قثد ندالم که از دنیای فوتبال خدا حافثی کنم و شلایط خوبی بل تیم ملی حاکم اثت به قولی.

* دولت موفق شد نرخ تورم را کاهش دهد وآن را از 63% به 62.5 درصد برساند.

* یکصد و شصت وسومین قطعنامه شورای امنیت در مورد فعالیتهای هسته ای ایران به تصویب رسید. در عین حال رئیس آژانس هسته ای اعلام کرد علیرغم هشتصد و سی ودومین گزارش ایران در مورد فعالیتهای هسته ای هنوز ابهاماتی در این زمینه وجود دارد که امیدواریم به زودی بر طرف شود .

* به علت اتمام ذخایر نفت وگاز دولت در اطلاعیه ای از مردم عزیز ایران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جویی نمایند.

* یکی از نمایندگان مجلس خواهان کاهش سن ازدواج شد. وی گفت دولت با تدابیر صحیح واصولی سعی دارد متوسط سن ازدواج دختران را از 50 سال به 45 سال کاهش دهد.
وی گفت در نظام طبیعت اصولا مرد نیز مانند زن حق مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را دارد

* نیروی انتظامی کرج چند سارق را که به سرقت دیش های ماهواره مردم اقدام می کردند دستگیر کرد ودیش های مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.

* شورای نگهبان 2999 نفر از 3000 کاندیداهای اصلاح طلب نمایندگی مجلس را رد صلاحیت کرد

* به علت برخی مشکلات و نواقص چشم انداز 20 ساله باز هم تمدید شد .

* قیمت هر کیلو مرغ به هفت میلیون تومان رسید. جالب است بدانید در 50 سال قبل مردم با هفت میلیون میتوانستند یک اتومبیل بخرند.

* روءسای جمهوری اسلامی انگلیس وجمهوری اسلامی آلمان از عمل نشدن وعدم اجرای صحیح اسلام در ایران ابراز نگرانی کردند.

* امسال مراسم سالروز پیروزی انقلاب از 4 ماه به 5ماه افزایش می یابد.

70 در صد مردم زیر خط فقر زندگی میکنند این در حالی است که این آمار نسبت به سال قبل کاهش خوبی را نشان می دهد

* از این به بعد صدا وسیما برای انتخاب مجریان زن مسابقه ملکه زیبایی بر گزار می کند.

* نیروگاه اتمی بوشهر به زودی به بهره بر داری می رسد.

* مدیرعامل سایپا: با تکیه به دانش بومی تانک و تراکتور پراید را طراحی کردیم.

*شرکت ایرباس طی شکایتی به سازمان ملل خواستار آزاد سازی هواپیماهایش از دست ایران شد و خاطر نشان کرد که این هواپیماها 70 سال پیش از رده خارج شده

روزی مردی در چاله افتاد

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسيار دردش آمد ...
 یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
  
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد! 
 
یک یوگيست به او گفت : این چاله و همچنين دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعيت وجود ندارند!!!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایين انداخت!
  
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
  
یک  روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پيدا کند!
یک تقویت کننده  فکر او را نصيحت کرد که : خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبين به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!
 
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بيرون آورد...! 

آنکه می تواند انجام می دهد و آنکه نمی تواند انتقاد می کند.
 جرج برناردشاو